بنياد فرهنگی حضرت مهدی موعود علیه السلام - شعبه اصفهان
  صفحه اول
پرسش های مهدوی
» چرا افرادي توانسته‌اند به محضر امام زمان «عليه‌السلام» شرفیاب شوند؟‏
» چه آثار و فوايدي بر بحث از مهدويت در اين زمان مترتب است؟
» چرا نام اهل بیت علیهم السلام در قرآن نیامده است؟ (همراه با پاسخ مفصّل)
كتابخانه كوچك مهدوی
» كتاب انتظار 1: ضرورت طرح مباحث مهدويت
» كتاب انتظار 5 : طلوع خورشید
» داستانهائى از امام زمان (علیه السلام) ، از كتاب بحار الانوار
» كتاب انتظار 2 : پژوهشی عقلی درباره حضرت مهدی علیه السلام
» كتاب انتظار 3 : امام مهدی علیه السلام در قرآن
» كتاب انتظار 4 : امام مهدی علیه السلام در احادیث شیعه و سنی
» خورشيد مهر
مقالات مهدوی
» موعود گرائی در ادب فارسی
» حضرت نرجس سلام الله علیها مادر امام زمان علیه السلام
» نگاهی به نرم افزارهای مهدویت
» شعر انتظار
پژوهش های مهدوی
» عدالت مهدوی و سلاح های كشتار جمعی
» شرایط یك منتظر واقعی
» نوید حق
» تربیت فرزند

چرا افرادي توانسته‌اند به محضر امام زمان «عليه‌السلام» شرفیاب شوند؟‏
  صفحه اول -> پرسش های مهدوی
چاپ صفحه
ارسال صفحه براى دوستان
چرا افرادي توانسته‌اند به محضر امام زمان «عليه‌السلام» شرفیاب شوند؟‏

همان طور كه مي‌دانيد افرادي در زمان غيبت كبري به محضر مبارك حضرت ولي عصر «ارواحنا فداه» رسيده‌اند و از اين عنايت و موهبت الهي بهره‌مند شده‌اند.

اين مطلب بحدّي زياد اتفّاق افتاده است كه نياز به توضيح ندارد. تنها موضوعي كه جاي بحث و بررسي دارد اين است كه: اين افراد چگونه توانسته‌اند به اين فيض عظيم نائل شوند؟ آيا به خاطر تقوي و ورع و داشتن اعمال صالح بوده است؟ يا چون درجات عالي علمي و معنوي داشته‌اند موفق به زيارت حضرتش شد‌ه‌اند؟ شايد اينها هم نبوده؛ بلكه مداومت بر تشرّف شبهاي چهارشنبه به مسجد سهله و كوفه و جمكران و امثال ذلك، موجب سرافرازي به اين افتخار عظيم گشته است؟ و يا آنكه تنها و تنها لطف و عنايت حضرت موجب شده است كه به محضر مباركشان مشرّف شوند؟

با توجه به حديث بسيار مشهور و معروفي كه از ناحية مقدسة حضرت بقية الله ارواحنا فداه به دست نايب چهارم خود شيخ علي بن محمد سَمُري رحمه الله صادر گشته است؛ يعني: اَلا فَمَنِ ادَّعَي الْمُشاهَدَةَ قَبْلَ خُروجِ السُّفياني وَ الصَّيْحةِ فَهُوَ كاذِبٌ مُفتَرٌ...[1] (هر كس ادّعاي مشاهدة آن حضرت را مثل كيفيّت مشاهدة نواب اربعه بنمايد، دروغگو و تهمت زننده است) معلوم مي‌شود كه مسأله بابيّت و ارتباط اختياري با آن حضرت، تكذيب شده است؛ پس به هيچ وجه و از هيچ راه و هيچ كس نمي‌تواند بطور قطعي ادّعا كند كه مثلاً فلان كار نتيجه‌اش زيارت مشاهده حضرت بقيه الله ارواحنا فداه است؛ چون در اين صورت هركس كه آن كار را انجام دهد، حضرتش را زيارت خواهد نمود و اين خود يك نوع بابيّت است.

از طرفي با دقّت در قضايا و تشرّفات مختلفي كه از كتابهاي معتبر و افراد موثّّق نقل مي‌شود و به ما رسيده است، اين نكته روشن مي‌شود كه صاحبان آنها گاه علماي بزرگ و معروف، گاه افراد صالح و متّقي، گاهي افراد معمولي، بعضاً افرادي از اهل سنّت و حتّي بعضي از كفّار بوده‌اند: به همين جهت و از اختلاف حالات و روحيّات اين افراد معلوم مي‌شود كه تشرّف به محضر مبارك آن حضرت اختصاص به هيچ قشر و گروهي نداشته و ندارد .ضمن اينكه معلوم مي‌شود تشرّف به محضر ايشان معمولاً هيچ فضيلتي را براي انسان ثابت نمي‌كند؛ يعني نمي‌توان گفت كه هر كس آن حضرت را ملاقات كرده است، انسان صالح، با ورع و كاملي است؛ اگر چه خود اين موضوع از افتخارات او خواهد بود، زيرا همين كه فردي چشمش به جمال نوراني مولاي انس و جان حضرت بقيه‌الله ارواحنا فداه بيفتد، افتخاري عظيم نصيبش شده است البتّه از اين مطلب هم نبايد چشم پوشي كرد كه قسمت عمدة اين افراد كساني هستند كه شوق زيارت مولايشان آنها را به فكر مداومت بر عملي انداخته و بالاخره در پايان آن عمل يا در اثناء و گاهي در ابتداي كار به حضور پربركت امام زمان روحي فداه مشرّف شده‌اند. و البتّه عدّه‌اي هم به خاطر مشكلاتي كه داشته‌اند به آن سرور متوّسل شده و حضرت به طرق مختلف از آنها دستگيري فرموده‌اند.

ولي در نهايت، از اكثر قضايا مي‌توان حدّاقل به اين مطلب معتقد شد كه: به فكر ديدار آن حضرت بودن و يا متوسّل شدن به ايشان و امثال اينها در بسياري از اوقات موجب شرفيابي به حضورشان مي‌شود.

با همة اينها همان طوركه قبلاً گفته‌ايم ممكن است در بعضي از موارد نتيجه قطعي وجود نداشته باشد. و جان سخن آن كه اين افتخار فقط طبق انتخاب و نظر خود حضرت است و به تعبير بعضي از بزرگان اهل معني« تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد» و مسلّماً آن حضرت حكيم هستند و هيچ كاري را بدون حكمت انجام نمي‌دهند ؛ اما آن حكمت براي ما معلوم نيست؛ لذا مي‌بينيم افراد مختلف با روحيّات گوناگون ايشان را ملاقت كرده‌اند و حتّي ملاقات آنها هم به يك شكل نيست؛ يعني عدّه‌اي در وقت تشرّف آن حضرت را شناخته و بعضي هم نشناخته‌اند؛ ولي اينها بعداً از روي قرايني متوجّه موضوع شده‌اند. حتّي افرادي كه حضرت را در هنگام تشرّف شناخته‌اند، گاهي در آنها تصرف شده؛ به طوري كه غير از سكوت و بي‌حركتي و بي‌حسّي كار ديگري نمي‌توانسته‌اند انجام دهند، ولي بعضي هم خيلي راحت با حضرت صبحت كرده  و حاجت خواسته‌اند. حال همين افراد هم گاهي اشخاصي در اوج پاكي و اخلاص و بعضاً افرادي معمولي و در نهايت سادگي و كم سوادي بوده‌اند.

بنابراين همان طوري كه گفتيم معلوم مي‌شود مصلحت را خودِ آن مولاي عزيز تشخيص مي‌دهند و طبق همان عمل‌ مي‌كنند، به طوري كه در بعضي از موارد، صلاح در تشرّف به هيچ شكلش نيست و فقط با مكاشفه يا رؤيا و حتّي اتفاق افتاده كه بدون اينها جواب داده شده است.

امّا در تمامي اين قضايا به صاحبانشان عرض مي‌كنيم: هَنيئاً لَكُمْ و گوارايتان باد اين آب حيات و خداي تعالي از اين جرعه‌هاي حيات بخش به ما هم مرحمت فرمايد.

كتاب بركات حضرت ولي‌عصر ارواحنا فداه

حكايات العبقري الحسان ـ مقدمه



[1] . كمال‌الدين، ج2، ص 516.

فهرست
اخباردرباره مابرنامه های سال 86پرسش های مهدویاشعار مهدویبخشهائی از كتب مهدویكتابخانه كوچك مهدویداستان های مهدویمقالات مهدویپژوهش های مهدویداستانهائی برای نوجوانانگالرىمديريت
قسمت اداری
نام کاربري :
رمز عبور :

 وضعيت آنلاين کارشناس 


اشعار مهدوی
» محراب جمكران
» تضمين غزل «محراب جمكران»
» اظهار اشتياق و تألم از فراق امام زمان (علیه السلام)
» جان جهان
» دریای جمال
» سبوی دوست
» آفتاب نيمه شب
داستان های مهدوی
» در جستجوی یار
» تشرف آيت الله العظمي نجفي مرعشي در راه مسجد سهله
» تشرف آخوند ملاقاسم علی رشتی (رحمت الله علیه)
» تشرفات آیت الله میر جهانی (رحمت الله علیه)
» حكایت انار و عنایت ولی عصر(ارواحنا له الفداه)[1]
» مشاهده امام زمان (علیه السلام) و هدایت بحر العلوم یمنی
داستانهائی برای نوجوانان
» فرزند موعود
» از تولد تا شش سالگی
» دوران غیبت صغری
» چرا غیبت؟
» بیشتر بشناسیم
» پیشینه عقیده به منجی
» طول عمر
 RSS